دعا
|
اولین شلیک در جنگ : ملک حسین، پادشاه وقت اردن، شلیک کننده اولین گلولهای بود که از یک دستگاه تانک در جنگ ایران و عراق شلیک شد. اولين شهر های اشغال شده : سربازان عراقي در اولين روز مهرماه سال 1359 شهر سومار را تصرف كردند. در دومين روز مهرماه نفت شهر و مهران و در سومین روز شهر موسيان، همچنین در چهارم مهرماه بستان به تصرف نیروهای عراقی درآمد. نخستین شکست دشمن بعثی :
نخستین شکست دشمن در تاریخ 9 آبان ماه 59 در عملیات کوی ذوالفقاری در جبهه آبادان رقم خورد. در این عملیات بیش از 700 نفر از نیروهای عراقی کشته شدند و 500 نفر دیگر به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. ![]() اولین حضور مقام معظم رهبری در جبهه : ایشان درباره اولین حضور خود در جبهه چنین می فرماید: در اوایل جنگ چون احساس کردم که نیروهای نظامی ما بسیار کم و ضعیف هستند، برای این که بتوانیم همان هایی را که هستند روحیه بدهیم و افراد دیگری از مردم را دعوت کنیم به آن ها کمک کنند، من از امام اجازه گرفتم و به جبهه رفتم. حدود یک هفته ای از جنگ می گذشت که من به اهواز رفتم، چون دشمن نزدیک اهواز بود. من سال 59 را تا آخر و یکی دو ماه از سال شصت را در جبهه بودم. در منطقه اهواز و دزفول و حول و حوش میدان جنگ و مختصری هم در غرب بودم.
اولين فرماندهان نيروهاي مسلح : اولين فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي در دوران دفاع مقدس تيمسار «ظهيرنژاد» بود. نخستین عملیات نیروی هوایی ارتش : نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تنها به فاصله دو ساعت پس از نخستین حمله دشمن در بعدازظهر روز 31 شهریور در نخستین عملیات خود ، دو پایگاه مهم هوایی عراق به نامهای «الرشید» و «شعیبه» را آماج حملات کوبنده و بمبهای آتشین خود قرار داده و صدمات جبران ناپذیری به این پایگاهها وارد نمودند.
خلبانان حماسه آفرین نیروی هوایی در بامداد روز یکم مهرماه با به پرواز درآوردن نزدیک به دویست فروند هواپیمای جنگنده و حمله به پایگاهها و مراکز مهم نیروی هوایی عراق به وسیله 140 فروند هواپیمای شکاری، درسی فراموش نشدنی به دشمن متجاوز دادند. در این عملیات بزرگ هوایی، تمامی پایگاهها و مراکز مهم نیروی هوایی دشمن، به استثنای پایگاه «الولید» مورد تهاجم قرار گرفت.
اولین خلبان شهید : اولین خلبان شهید در دوران دفاع مقدس شهید فیروز شیخحسنی فرزند حمزه بود، وی در سال 1331 در شهرستان تنکابن از خطه سرسبز شمال دیده به جهان گشود.در اولین روز جنگ تحمیلی مصادف با سی و یکم شهریورماه سال 1359 طی مأموریتی از پایگاه چهارم شکاری اصفهان عازم جبهه های نبرد شد و در همان روز پس از درگیری هوایی با دشمن به شهادت رسید. اولين پيروزي عظيم ايران در جنگ تحميلي : عمليات ثامنالائمه اولين حركت جدي و سازمان يافته نيروهاي مسلح ايران بود. اولين پيام موفقيت را تيپ يك پياده در ساعت 8:32 دقيقه روز پنجم مهرماه اعلام كرد كه جاده ماهشهر- آبادان آزاد شد. اولين شهيد روحاني دفاع مقدس : حجهالاسلام محمد حسن قنوتي (شريف) اولين روحاني مجروح و اسیر جنگ تحمیلی، نخستین روحانی شهید دفاع مقدس و نخستین نماینده امام خمینی(ره) بود که در جنگ به شهادت رسید. شیخ قنوتی نخستین فرمانده شهید جنگ های چریکی و پارتیزانی و نخستین ارسال کننده محموله های تدارکاتی به مناطق جنگی به ویژه خرمشهر بود که نخستین گروه مدافع در خرمشهر به نام «لشکر الله اکبر» را تشکیل داد که به مدت ۳۵ روز مقاومت کردند. ایشان سرانجام در روز 24 مهر ۱۳۵۹ در خیابان چهل متری خرمشهر در حالیکه چندین گلوله خورده بود به دست نیروهای بعثی افتاد و به طرز دلخراشی به شهادت رسید. یکی از مزدوران بعثی با سرنیزه تفنگش آنقدر بر سر این روحانی مبارز کوبید تا متلاشی شد. بدن مطهر شیخ قنوتی با قباي خونين در قبرستان شهداي آبادان، قطعه شهداي خرمشهر در ميان يارانش غريبانه دفن شد تا براي هميشه مزارش ميعادگاه عاشقان و آزادگان باشد.
عملیات «والفجر» اوّلین عملیات رزمندگان اسلام بود که با نام اوّلین آیه سوره والفجر «وَالفَجر وَ لَیالٍ عَشرٍ وَ الشَّفَعِ وَ الوَتْر» نامگذاری گردید. عملیات والفجر مقدماتی ، در هیجدهم بهمن ماه سال 1361، با رمز یا اللّه یا اللّه ، یا اللّه ، در منطقه فکه، آغاز شد. اولین زن اسیر : بیستم مهرماه سال 1359، ساعت نه صبح، در هنگامه آتش و خون، از میان رگبار گلولهها و انفجار خمپارهها، یک آمبولانس وارد خط مقدم جبهه خرمشهر شد تا به یاری رزمندگان مجروحی که در عرصه کارزار دفاع مقدس بر خاک و خون افتاده بودند، بروند. دختر پرستاری که سرنشین آمبولانس بود، همراه با چند رزمنده جوان، خود را در محاصره سربازان عراقی دید و ساعتی بعد به اسارت درآمد. او که فارغ التحصیل رشته مامایی بود، آن روز، اولین زن مسلمان ایرانی بود که اسیر عراقیها شد. اولین فرمانده لشکر شهید : شهید حاج ابراهیم همت ، اولین فرمانده لشکر از یگان های رزمی سپاه است. او فرمانده لشکر 27 محمد رسول الله (صلی الله علیه وآله) بود. به روز دوازدهم فروردین 1334 در شهرضا به دنیا آمد. پس از شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم متجاوز عراق، شهید همت به صحنه کارزار وارد شد و طی سالیان حضور خود در جبهه های نبرد، خدمات شایان توجهی از خود بر جای گذاشت و افتخارها آفرید. او و سردار اسلام «حاج احمد متوسلیان» به دستور فرماندهی کل سپاه، مأموریت یافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمد رسول الله (صلی الله علیه وآله) را تشکیل دهند. شهيد همت در عملیات بیت المقدس در سمت معاونت تیپ، تلاش تحسین برانگیزی داشت . وي در سال 1361 به جنوب لبنان رفت و پس از دوماه ، دوباره به میهن اسلامی بازگشت. با شروع عملیات رمضان در 23 تیر 1361 در منطقه شرق بصره، فرماندهی تیپ 27 حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر، تا زمان شهادتش در سمت فرماندهی انجام وظیفه نمود. شهید حاج ابراهیم همت در شانزدهم اسفند 1362 در جزیره جنوبی مجنون به آرزوی دیرینه خود که همانا شهادت بود رسید. ![]() اولین شهر قربانی سلاح های شیمیایی در جهان : عراق که در پی تهاجم خود به خاک جمهوری اسلامی ایران شکست هایی را در برخی مناطق کشورمان متحمل شده بود و از رویارویی با رزمندگان اسلام در مناطق نبرد ناتوان بود، برای جبران ناکامی خود اقدام به استفاده از سلاح های شیمیایی نمود، به طوری که اولین استفاده ثبت شده 23 دی ماه 1359، در منطقه بین «هلاله» و «نی خزر» در پنجاه کیلومتری غرب ایلام ، اعلام گردیده است. حملات شیمیایی عراق به مناطق نبرد محدود نشدو مناطق مسکونی کشورمان به طور پراکنده مورد تهاجم دشمن قرار می گرفت. گسترده ترین حمله ناجوانمردانه عراق به مناطق مسکونی در حدود ساعت شانزده روز هفتم تیرماه سال 1366، در شهر سردشت (در استان آذربایجان غربی) انجام شد که در این حمله بیش از هشت هزار نفر از جمعیت غیر نظامی دوازده هزار نفری سردشت شامل کودک، زن، مرد، پیر و جوان مجروح شدند، حدود 1500 نفر از این مصدومین برای معالجه در بیمارستان ها بستری شدند و 110 نفر به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. اولين گزارشگر شهيد صدا و سيما :
علياصغر رهبر اولين گزارشگر شهيد صداو سيماست. او بچه آبادان بود و از همان آغاز جنگ دوشادوش رزمندگان به کار تهیه خبر و ارسال گزارش از جبهه ها مبادرت ورزید و صدها قطعه عكس و دهها حلقه فيلم به عنوان ثمرۀ دفاع مقدس از او بر جا مانده است.جالب است بدانید که هيچ گزارشي از شهيد رهبر بدون ذكر آيهاي از قرآن به گوش نميرسيد. ![]() هفته دفاع مقدس گرامي باد
جالب است بدانید بعد از نفخه صور اول و قبل از برپایی قیامت ، همه موجودات زنده ، خواهند مرد و فرشتگان هم كه دارای عمر بسیار طولانی هستند بالاخره طعم مرگ را خواهند چشيد كه جزييات اين واقعه را امام چهارم (ع) در پاسخ يكي از ياران خويش شرح داده اند .
جزئیات مرگ فرشتگان به زبان امام سجاد(علیه السلام) : در مورد نفخ صور و مردن همه عالمیان از امام سجاد علیهالسلام پرسش شده بود که ایشان ضمن یک حدیث طولانی مراحل دمیده شدن در صور را توضیح میدهند و در مورد مرگ فرشتگان هم جزئیاتی بیان میدارند که جالب است :
" تمام اهل زمین میمیرند بطوریکه یک تن در روی زمین باقی نمیماند. و اهل آسمان میمیرند حتّی یک نفر از آنها باقی نمیماند مگر ملک الموت(عزراییل) و حَمَله عرش و جبرائیل و میکائیل. سپس حضرت فرمود: در این حال ملک الموت میآید تا در نزد پروردگار عزّوجلّ حضور پیدا نموده میایستد و به او گفته میشود ـ در حالیکه خدا داناتر است ،چه کسی باقی مانده است؟ ملک الموت میگوید: ای پروردگار من! هیچکس باقی نمانده است مگر ملک الموت و حَمَله عرش و جبرئیل و میکائیل. به او گفته میشود که: به جبرئیل و میکائیل هم بگو بمیرند. فرشتگان در این حال میگویند: ای پروردگار! اینان دو رسول تو و دو امین تو هستند. خداوند میفرماید: من حکم مردن را بر هر که دارای نفس باشد که زنده و دارای روح است نوشتهام. ملک الموت پس از انجام مأموریت خود میآید تا در نزد پروردگار خود حضور یافته و میایستد. به او گفته میشود ـ در حالیکه خدا داناتر است:دیگر که باقی مانده است؟ ملک الموت میگوید: ای پروردگار من! باقی نمانده است مگرملک الموت و حمله عرش. خداوند میفرماید: بگو حمله عرش نیز بمیرند. در این حال ملکالموت با حالت اندوه و غصّه میآید، و در حالیکه سر خود را پایین انداخته و چشمان خود را بر نمیگرداند در نزد خدا حضور مییابد. به او گفته میشود: که باقی مانده است؟ میگوید: ای پروردگار من! غیر از ملک الموت کسی باقی نمانده است! به او گفته میشود: بمیر ای ملک الموت! پس میمیرد. در این حال خداوند زمین را بدست قدرت خود میگیرد، و آسمانها را بدست قدرت خود میگیرد؛ و می فرماید: «أَینَ الَّذِینَ کانُوا یدْعُونَ مَعِی شَرِیکا؟ أَینَ الَّذِینَ کانُوا یجْعَلُونَ مَعِی إلَهًا ءَاخَرَ؟ «کجا هستند آن کسانی که با من در کارهای من شریک میپنداشتند؟ کجا هستند آن کسانی که با من خدای دگری قرار میدادند؟»"
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا و به [پاس] دوستىِ [خدا]، بينوا و يتيم و اسير را خوراك مىدادند (آیه ۸ سوره مبارکه دهر) داستان نزول اين آيه از سوره مبارکه دهر(انسان)را حتما شنیده اید که : دو نور ديده پيامبر(ص)، حسن و حسين بيمار شدند و آن حضرت به همراه گروهى از ياران به ديدار آنان رفت. در آن ديدار پيامبر به اميرمؤمنان فرمود: على جان! اگر براى شفايافتن و بهبودى فرزندانت مىتوانستى نذرى كنى، خدا از سر مهر و كرامت آنان را سلامت ارزانى مىداشت. اميرمؤمنان در همان لحظه با خدايش عهد بست كه اگر او، دو فرزندش را سلامت دهد، سه روز روزه بدارد.بدنبال اميرمؤمنان فاطمه (س)نيز نذر كرد و آن گاه خادمه ایشان «فضه» نيز همان عهد را با خداى خود بست. چيزى از اين عهد نگذشته بود كه آن دو كودك گرانقدر، سلامت خود را به لطف خدا باز يافتند و خاندان على(ع) براى وفاى به نذر آماده شد، اما در خانه غذايى براى روزهدارى يافت نمىشد. علی (ع) سه صاع جو تهیه كرد و ريحانه پيامبر يك سوم آن را آرد نمود و نان فراهم آورد و روزه آغاز شد. على(ع) براى نماز به مسجد رفت و پس از نماز به خانه آمد و سفره افطار گشوده شد، اما در همان لحظه بينوايى به در خانه رسيد و غذا خواست. خاندان گرانقدر على(ع) آن نان را براى خشنودى خدا به آن بينوا دادند و خود با آب افطار كردند. روز دوم ريحانه پيامبر بخش ديگرى از جو را آرد كرد و نان پخت، امّا به هنگامه افطار یتیمی رسيد و آنان با بزرگمنشى آن نان جوين را به او هديه كردند و همين گونه روز سوم آخرين بخش آن را به اسيرى هديه كردند، كه شب هنگام به در خانه آنان آمد و خود تنها با آب افطار نمودند! پس از وفاى به عهد و انجام «نذر» على(ع) دست دو نورديدهاش را گرفت و به حضور پيامبر رفت و پيامبر آثار گرسنگى و ضعف را بر سيماى آن شايستهترين انسانهاى روزگاران نگريست و اشك ريخت. در همین هنگام جبرئیل نازل گشت و گفت ای محمد! این سوره را بگیر، خداوند با چنین خاندانی به تو تهنیت می گوید، سپس سوره ((هل اتی )) را بر او خواند. همیشه فکر میکردم چطور امکان دارد این بزرگواران سه شبانه روز با آب خالی سر کرده باشند و اگر به فضل الهی توانسته بودند پس کودکان ایشان یعنی حسنین (ع) چطور طاقت آورده اند و یک جای کار ایراد دارد تا اینکه کتاب پرتو ولایت مرحوم آیت الله معرفت را خواندم و جواب سوالات خودم را کامل گرفتم. ایشان در صفحه ۲۰۳ کتاب خویش همین اشکالات را مطرح نموده و اضافه کرده چگونه می خواهیم دنیا این داستان را از ما بپذیرد در حالیکه حتی کودکان خودمان این سخنان را باور نمی کنند . آنگاه آورده که امام رضا (ع) فرموده اند : دو دسته به ما صدمه می زنند دشمنان دوست نما و دوستان نادان. سپس ایشان شان نزول مبالغه آمیز فوق را مطرح کرده و بعد اضافه نموده که در برخی تفاسیر آنقدر غلو شده که اضافه کرده اند که حسنین (ع) نيز همراه والدین خود روزه گرفته اند در حالیکه طبق نقل تاریخ ، اين ماجرا زماني واقع شده كه حسن (ع) دو ساله و حسين (ع) يكساله بوده اند و چطور ممكن است كه روزه گرفته باشند ؟ ايشان تاكيد كرده براي اثبات فضيلت انكار نشدني اهل بيت پيامبر (ص) اولا نيازي به مبالغه و غلو نيست و ثانيا بايد روايات صحيح از معصومين (ع) را بپذيريم كه از طريق معتبر به ما رسيده نه اينكه هر روايتي از هر كسي را قبول كنيم و درباره شان نزول آيه فوق تنها يك روايت صحيح از امام جعفر صادق (ع) نقل شده كه در معتبرترين كتب شيعه مانند تفسير قمي و مجمع البيان طبرسي آمده كه اينگونه است : پيش حضرت زهرا(س) مقداري جو بود كه از آن «عصيده» (نوعي حلوا و شيريني سفره كه در فارسي به آن كاچي مي گويند) درست كرد وقتي مهيا شد، آن را در سفره افطار نهاد كه در آن لحظه مسكيني آمد و گفت: خدا شمارا رحمت كند! از آنچه خدا به شما روزي داده است، به ما اطعام كنيد. علي (ع) برخاست و يك سوم آن را به او بخشيد. مدتي نگذشت كه يتيمي آمد و گفت خدا شما را رحمت كند! از آنچه خدا به شما روزي داده است، به ما اطعام كنيد. علي(ع) برخاست و يك سوم ديگر آن را به او بخشيد. لحظه اي نگذشت كه اسيري آمد و گفت: خدا شما را رحمت كند! ما را از آنچه خدا روزيتان كرده است، اطعام كنيد علي(ع) برخاست و يك سوم باقي مانده را به اسير داد و چيزي از آن عصيده (حلوا) نچشيدند. سپس خداوند در مورد ايشان اين آيه را درباره اميرالمومنين(ع) نازل كرد و آن در مورد هرمؤمني كه مثل آن را انجام دهد، جاري است. با اين روايت صحيح اين شبهه نيز برطرف مي شود كه چگونه ممكن شخصيتي همانند امير مومنان برخلاف سخن خداي متعال در قرآن رفتار كرده باشد كه در آيه ۲۱۹ سوره مباركه بقره فرموده :وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ و از تو ميپرسند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: از مازاد نيازمندي خود.
در كتاب صحيح ترمذي كه يكي از کتابهای صحیح شش گانه کتب حدیث معتبر نزد اهل سنت است که تمام احادیث انها بنابر نظر اهل سنت صحیح هستند روايت شده كه : {روزي پيامبر (ص) بر منبر فرمود : مبادا پس از من برخي بر سرير ملك تكيه زده و در پاسخ به سوالات شرعي مردم بگويند ما كاري به پيغمبر نداريم ، كتاب خدا نزد ما وجود دارد و ما تنها به حلال و حرام آن اعتقاد داريم.} جالب اينكه شمس الدين ذهبي از نويسندگان معتبر اهل تسنن در كتاب تذكره الحفاظ هم نوشته : {پس از رحلت پيامبر (ص) خليفه اول صحابه را جمع كرد و به آنها گفت شما گاهي در نقل روايت از پيامبر (ص) با هم اختلاف پيدا مي كنيد و اين اختلاف ممكن است بيشتر شود ، از اين پس حق نداريد حتي يك حديث از پيامبر نقل كنيد . اگر كسي از شما درباره احكام شريعت پرسيد به او بگوييد كه نزد ما كتاب خداوند وجود دارد پس حلال آن را حلال و حرام آنرا حرام بدانيد.}
در جلد ۲۵ كتاب بحارالانوار به نقل از ابن ابي الحديد معتزلي نوشته شده : {روزي خليفه دوم از ابن عباس پرسيد بزرگ خانواده شما(حضرت علي عليه السلام) چه مي كند ؟آيا از دست ما ناراحت است ؟ من آن روزي كه در محضر پيامبر (ص) از آوردن كاغذ و قلم جلوگيري كردم مي دانستم پيامبر مي خواهد بنويسد كه علي جانشين اوست اما فكر كردم كه عرب زير بار علي نمي رود و ممكن است با اين سخن پيامبر مردم شورش كنند و حرمت پيامبر از بين برود . من براي حفظ حرمت خانواده شما (بني هاشم) از نوشتن وصيت پيامبر جلوگيري كردم. خداوند متعال خودش پاسخ اين سوال را در قرآن داده ولي من پاسخ را از روي يك روايت جالب نقل ميكنم :
مرحوم صدوق نقل کرده {شخصی از امام صادق (ع) پرسید : چرا امیرالمومنین (ع) همان روز اول با مخالفان درگیر نشد و آنها را از بین نبرد ؟ امام جعفر صادق (ع) در پاسخ ، آیه ۲۵ سوره فتح را به عنوان دلیل بیان فرمودند كه در اين آيه خدا فرموده : "اگر مومنان از جرگه كافران جدا شوند مشركان را يكپارچه عذاب مي كنيم" آن شخص پرسيد : منظور از جدا شدن مومنان چيست ؟ امام صادق (ع) پاسخ دادند : منظور مومناني است كه در صلب كافران قرار دارند.} يعني همانگونه كه وجود مومناني در صلب كفار مكه طبق اين آيه مانع عذابشان شده ، وجود امانت هاي الهي در نسل هاي بعدي كافران ، مانع از اين گشته تا اميرالمومنين (ع) نيز آنها را از ميان بردارد. جالب اينكه در انتهاي همين روايت آمده كه {امام صادق (ع) فرمودند : همچنين حضرت حجت (عج) تا زماني كه اين امانتهاي الهي به دنيا نيايند ظهور نمي كند.} كتاب اكمال الدين شيخ صدوق صفحه ۶۴۱
حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام از حضرت امام جواد علیهالسلام و او از پدرانش و ایشان از حضرت امام سجّاد علیهالسلام روایت فرمودند که : روزی سلمان فارسی، جناب ابوذر غفاری را به خانه خود میهمان کرد و از میان انبان (کیسه)، تکّه نان ِخشکی بیرون کشید و قدری آب بر آن پاشید. ابوذر گفت: چقدر خوب میشد که همراهِ نان، قدری نمک هم بود ! سلمان برخاست و رفت و ظرف آب خود را به بازار برد و گرو گذاشت و مقداری نمک تهیّه کرد و به خانه بازگشت و آن را در مقابل ابوذر گذارد، ابوذر از آن نمک به آن نان میپاشید و میل میکرد و میگفت: خداوند را سپاسگزارم که ما را تا این اندازه قناعت روزی فرموده. در این هنگام جناب سلمان گفت : « اگر قناعت در کار بود ، ظرف آب به گِرو نمیرفت.» دانستنی های جالبی در مورد دعا گردآوری کرده ام که توصیه می کنم حتما بخوانید : اول ) مقدمات دعا به درگاه الهي عبارتند از : 1-توبه از گناهان 2-پرهيز از لقمه شبهه ناك و حرام 3-پاكيزه داشتن دهان و كلام 4-خيرخواهي براي مومنان 5-پاكسازي دل از بغض و كينه دوم ) هنگام دعا كردن مستحب است اين موارد رعايت شود : 1-رو به قبله بودن 2-حفظ زبان 3- آراستگي ظاهر 4- خشوع و خضوع 5-سوز دل و اشك 6- آرامش و آهستگي در نيايش با خدا 7-بلند كردن دستها رو به آسمان سوم ) آيا مي دانيد براي دعا به چند صورت ميتوان دستها را بلند نمود ؟ 1) تعوذ يعني پناه بردن به خدا از ناملايمات : در اين حالت پشت دستها را رو به آسمان بلند ميكني(نوع دعا كردن رضا كيانيان در نقش ابن زبير در مختارنامه را يادتان بيايد) 2) دعا براي كسب روزي : در اين حالت كف دستها را رو به آسمان بلند ميكني(نحوه دعا در قنوت نماز) 3) تبتل : در اين حالت با انگشت سبابه اشاره مي كني(مثل بند پاياني دعاي يا من ارجوه لكل خير...در ماه رجب) 4) ابتهال : در اين حالت دستها را از سر بالاتر گرفته و با تضرع خدا را مي خواني.
چهارم ) طبق آيات قرآن مجيد دعاهاي اهل نيايش اینهاست: 1- درخواست نجات از جهنم 2- درخواست نجات از ستمكاران 3- درخواست نجات از غم و غصه و گرفتاري وبلا 4- طلب هدايت 5- طلب نعمت در دنيا و آخرت 6- طلب توفيق يافتن براي شكر نعمت و انجام عمل شايسته 7- طلب علم و رشد و شرح صدر 8- دعاي خير براي والدين همسر و فرزندان 9- توبه از گناهان 10-استعاذه پنجم ) آیا می دانید کدام دعا صحيح است ؟ 1-دعايي كه نشدني و غير ممكن نباشد مثلا درخواست نبوت از خدا 2-زمان اجابت آن نگذشته باشد مثلا دعا بعد از نزول بلا 3-دعايي نباشد كه از روي جهالت شخص و عدم آگاهي او درحقيقت منشا شر و بدبختي براي او باشد
ششم ) عواملي كه باعث عظمت دعا مي شود : 1- دعا شامل اسم اعظم خدا باشد 2- تكرار لفظ يا الله قبل از شروع دعا 3- واسطه قرار دادن اوليا و مقربان درگاه الهي در دعا
هفتم ) بهترين و ارزشمندترين دعاها كدامند ؟ 1- صلوات بر پيامبر و خاندان مطهر ايشان 2- دعا براي مومنان 3- دعا براي پدر و مادر 4- دعا براي پاسداران دين و ميهن 5- دعاي فرد براي خودش
هشتم ) كسانيكه دعاي آنها به اجابت بسيار نزديك است : 1- روزه داران 2- زايران حج 3- مجاهدان 4- بيماران 5- امام عادل 6- مظلوم 7- دعا كننده براي ديگران در نهان و خلوت نهم ) پرفضيلت ترین زمانها براي دعا : الف ) اوقات مطلق = بعد از قرایت قرآن – بين اذان و اقامه – در نماز وتر يعني پس از نماز شب – موقع افطار – در حال بيماري – در حال سجده – زير باران ب) اوقات خاص = شبها و روزهاي قدر ماه رمضان – شبها و روزهاي اول هر ماه قمري – شب و روز جمعه – شب و روز عرفه(روز قبل از عيد قربان )- دهه اول ماه ذيحجه – عيد فطر – عيد قربان – عيد مبعث – نيمه شعبان – ج) اوقات معيني در شبانه روز = از طلوع فجر (سپيده ) تا طلوع آفتاب – ساعات اول ظهر و ساعات اول شب – يك سوم آخر شب يعني سحرگاهان كه بهترين اوقات شبانه روز است
دهم ) پر فضيلت ترین مکان ها برای دعا : 1- مكه 2- مسجد الاقصي 3- مسجد النبي 4- مسجد كوفه 5- مسجد صعصعه 6- مسجد سهله 7- حرم ايمه اطهار 8- سرداب سامرا
یازدهم ) انواع كيفيت اجابت دعاي مومنان از جانب خداي متعال : 1- اجابت دعاي مومن به همان شكلي كه از خدا درخواست نموده. 2- برآورده شدن دعاي مومن با تاخير. 3- دفع شر و بدي ها از زندگي مومن بجاي برآورده شدن حاجت. 4- بخشايش گناهان او . 5- بهترين نوع اجابت هم پاداش عظيم اخروي براي مومن است به جاي حاجت حقير دنيايي او. شهيد مطهري : طلب از خدا عزت و از غير خدا ذلت است.التماس دعا
حضرت معصومه (س) که به کریمه اهل بیت ملقب هستند عنایت فراوانی به زوار خود دارند. برای نمونه میتوان به ماجرای معروف مرحوم آیت الله مرعشی اشاره کرد : مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی نقل می کردند: «سالها قبل در یک شب زمستانی بود که من دچار بی خوابی شدم; خواستم به حرم بروم; دیدم بی موقع است و دربهای حرم در این ساعت بسته است; آمدم خوابیدم و دست خود را زیر سرم گذاشتم که اگر خوابم برد، سحر خواب نمانم; در عالم خواب دیدم خانمی وارد اطاق شد . قیافه او را به خوبی دیدم ولی آن را توصیف نمی کنم . او به من فرمود: «سید شهاب! بلند شو و همین حالا به حرم برو ، عده ای از زوار من پشت در حرم از سرما هلاک می شوند، آنها را نجات بده .» ایشان می فرماید: «من از خواب پریدم و با همان حال با عجله به طرف حرم به راه افتادم; وقتی به خیابان آستانه رسیدم دیدم پشت در شمالی حرم (طرف میدان آستانه) عده ای زوار اهل پاکستان یا هندوستان (با آن لباسهای مخصوص خودشان) در اثر سردی هوا پشت در ایستاده اند و به خود می لرزند; محکم در را زدم، حاج آقا حبیب - که جزو خدام حرم بود - با اصرار من در را باز کرد; من از مقابل (جلو) و آنها هم پشت سر من وارد حرم بی بی شدند و در کنار ضریح آن حضرت به زیارت و عرض ادب پرداختند; من هم آب خواستم و برای نماز شب و تهجد وضو ساختم .
|
||














پرواز در هوای خیال تو دیدنی ست -